تبلیغات
هیئت امام الرئوف-کرج
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
دانلودمراسم4/5/91
نویسنده : بهنام احمدی
تاریخ : پنجشنبه 5 مرداد 1391

جهت دانلود مراسم هفتگی4/5/91 به ادامه مطلب مراجعه کنید



:: ادامه مطلب
ماه رمضان جایشان خالیست...
نویسنده : بهنام احمدی
تاریخ : جمعه 30 تیر 1391



::
سیدامیرحسینی
نویسنده : بهنام احمدی
تاریخ : پنجشنبه 29 تیر 1391

برای دریافت عکس درسایزاصلی برروی طرح کیلیک کنید



::
رضاجانم...
نویسنده : بهنام احمدی
تاریخ : پنجشنبه 29 تیر 1391
 

رضا جانم...

پلان اول – کنار مسجد گوهرشاد

از پشت قاب شیشه ای دوربین، به افق خیره می شوم. هنوز تشعشات تیغه داغ آفتاب مردم را کلافه می کند. پرچم سبز گنبد، در آسمان به رقص در آمده است و میله گنبدی شکل و نگهدارنده اش قصد شکافتن خورشی دارد. کم کم پرتوهای خورشید کمرنگ می شوند و به بی کران آبی رنگ سرخ می پاشند. پرچم روی دوربین سایه می افکند و آرام آرام خورشید به خورشید می پیوندد. دوربین را خاموش می کنم و به غروب آفتاب چشم می دوزم. خورشید در آشیانه همیشگی اش آرام می گیرد امّا این تمام چیزی نبود که من به دنبالش بودم. هنوز شکافی وجود دارد. بی شک سخن امام را اینگونه نمی توانم درک کنم. باید جای دیگری دنبالش بگردم...

پلان دوم – مقابل پنجره فولاد

چشمی دوربین را تا پنجره ها نزدیک می کنم. اینجا پنجره هایش کوچک است، امّا به هر یک صدها گره بسته شده و صدها دل که امید به گشایش آنها بسته اند. اینجا پنجره فولاد است. دوربین را نزدیک تر می کنم تا از پشت یکی از قاب ها به ضریح چشم بدوزم. ناگاه دستان فرسوده و استخوانی آفتاب سوخته ای قاب پنجره را می گیرد و چند لحظه بعد رها می کند. باز هم نزدیکتر می روم. همه چیز در اینجا فرق می کند. نگاه فرق می کند، گناه فرق می کند. صدا، نجوا، مناجات، درد، آرزو، همه چیز فرق می کند. دستانی که شبکه های ضریح را گرفته اند فرق می کنند. عشق و عاشق فرق می کند امّا معشوق یکی است. دوربین را جمع می کنم. اینطور نمی شود. هنوز به معنای امام مهربانی ها در نگاه آدم ها پی نبرده ام. پس امام از چه کسانی سخن می گفت...؟ مگر مردمان دیگری هم اینجا هستند؟! مثل اینکه باید باز هم بگردم...

پلان سوم – نمای بسته از سقا خانه

نسیم شبانه رعشه به جان آدم می اندازد و خنکای شبهای فروردین زنده ها (!) را شبیه مرغ هایی آشفته و سردرگم به هر سو می دواند. آدم ها سر در گریبان کرده اند و دست های ایشان را در جیب پالتوهایشان فرو برده اند و به سرعت از مقابل دوربین می گذرند. هرچه هوا سردتر می شود و تازیانه باد صورت را سرخ تر می کند، دیگر کسی به سمت سقا خانه نمی آید. و هر آدمی که از آب آن می نوشد دندان هاش از شدت سرما به هم می خورد و پشیمان می شود. حالا گنبد و پنجره فولاد در ضلع غربی دوربین قرار گرفته اند و من در حال فیلم گرفتن از سقاخانه هستم. ناگهان مردی را می بینم که در دستش یک خورجین کهنه دارد. خورجین را کنار سقاخانه باز می کند و یک لیوان از آن بیرون می آورد. به سمت سقاخانه می رود و لیوان را از آب آنجا پُر می کند. بعد رو می کند به گنبد و زیر لب آرام می گوید: «سلام بر حسین...» و آب را می نوشد. یک آن خیال می کنم که جواب سخنان امام را درک کرده ام و فیلم مد نظر ایشان را گرفته ام، امّا باز هم نشانه ای از سوی امام نرسید که خیالم به واقعیت بدل شود. این مرد هم مانند من است، با این تفاوت که او قبل از مرگش متوجه اشتباهات و گناهان زندگیش شده ولی من... ناگاه صدای امام را می شنوم که مرا به سمت گوهرشاد می خواند!

پلان آخر - ...

وقتی به گوهرشاد می رسم امام را می بینم که به گروهی سلام و خوش آمد می گوید. با تبسم و خرسندی نگاهشان می کند و به ذکر دلنشین رضا جانم -که با آهنگ زیبایی خوانده می شود- گوش می دهد. متعجب جلو می روم و قبل از اینکه بخواهم به ایشان چیزی بگویم، می گویند: «برای چه فیلم نمی گیری؟ این همان چیزی بود که از تو می خواستم. تمام عمرت از صحنه هایی فیلمبرداری کردی که مردم را به پرتگاه می راند. اگر یک هفته قبل نام مادرم را نمی آوردی هرگز جوابت را نمی دادم ولی حال که از جانب خدا بخشیده شدی بدان که این لحظاتی است که آن را می پسندم و دوست دارم...» در نگاه امام محبتی است که تاکنون آن را ندیده بودم امّا صدای ایشان تمام وجودم را می لرزاند و سست و پایم را سست می کند. بغض راه گلویم را بسته است و دوست دارم دوباره جان بدهم امّا اینبار در آغوش امام، از شرم، از گناه، مگر زیباتر از این چیز دیگری هست. سرم را از خجالت پایین می اندازم و به صدای گریه و رضا جانم آن گروه گوش می دهم. بغض ایشان با دیدن گنبد می ترکد و نجوای رضا جانم را در صحن گوهرشاد طنین انداز می کند. خدای من! اینها که با دیدن گنبد چنین گریه می کنند، با دیدن امامشان چه می کنند...؟



::
دانلودمراسم28/4/91
نویسنده : بهنام احمدی
تاریخ : پنجشنبه 29 تیر 1391

 

       جهت دانلودمراسم هفتگی28/4/91 به ادامه مطلب مراجعه کنید



:: ادامه مطلب
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :